سیستم مدیریت فرآیند کسب و کار

توسط چهارشنبه, 15 مرداد 1399 07:47
(0 رای)
کلیک: 733 بار -

سیستم مدیریت کسب و کار (BPM) چیست؟ (قسمت اول)

در دهه اخير تاکيد بر موضوع فرايندها و تفکر فرايندگرايي سازمانی و مدیریت موثر کسب و کارها شدت گرفته است. با این همه صنعت فنآوري اطلاعات و ارتباطات، تا قبل از ظهور فنآوري جديد مديريت فرايند کسب و کار (که از اين پس آن را BPM مي خوانيم) از ارائه بستر و راه حلي جامع و شايسته براي تحليل، تعريف، اجرا، کنترل، بهسازي و ... فرايندهاي سازماني ناتوان بوده است. با ظهور  BPMتحقق عملي بسياري از ديدگاه هاي آکادميک مطرح شده در طي اين سالها امکان پذير شد؛ و فناوري اطلاعات و ارتباطات در اين زمینه نقش استراتژيک (بعنوان يک توانمندساز) را با تکیه بر مکانیزم تحلیلي خود (ابزارهاي مديريت فرايند کار) در تحقق اين فنآوري (BPM) به شايستگي نشان داد.

اكثر تغييراتي كه در حوزه فنآوري بوجود آمده اند، باعث ترقي و رشد تدريجي در شيوه انجام کارها شده اند. اما اين اواخر هر از گاهي با ظهور يك فنآوري جديد روبرو بوده ايم، که منجر به تغييرات اساسي و بنيادي در حوزه کسب و کار شده است؛ نظیر اينترنت (يا بطور خاص تر فنآوري وب و پست الکترونيک). ما بر اين باوريم كه BPM يكي ديگر از اين نوع فنآوري ها برای کمک موثر و متناسب در مدیریت هوشمندانه کسب و کارها در وضعیت به شدت رقابتی عصر حاضر است.

پيشرانه هاي فنآوري BPM تكنيكي نيستند، بلكه اقتصادي و مربوط به حوزه کسب و کار مي باشند. امروزه دو گرايش غالب و مطرح حوزه اقتصاد، بحث جهاني سازي و كاهش قيمت هاست. اطلاعات مربوطه به نوع كالا و خدمات و همچنین قيمت آنها در هر نقطه به راحتي در دسترس است. موانع تجاري بين ملت ها و سرزمين هاي مختلف در حال فرو ريختن بوده و كسب و كارهاي محلي در حال محو شدن می باشد. لذا رويكرد اقتصاد متمركز بر افزايش بهره وري و جستجو جهت يافتن شركاي تجاري در جهان شکل گرفته است.

استراتژي "همبستگي" راه حلي مناسب و كارآمد برای دستيابي به مهارتها و سرمايه مورد نياز، جهت رقابت در بازارهاي جديد و جهاني امروز است. براي موفقيت در پياده سازي اين استراتژي، يك بنگاه تجاري بايد خود را آماده پذيرش همكاران و تعامل با ذینفعان و همچنین شركاي تجاري خود نمايد. در این زمینه فاكتورهای ذيل می تواند مطرح شود:

کالاها و خدمات، برندها و قيمت محصولات، بازارهاي در دسترس، توان مالي، كاركنان مناسب، دستاوردها و ... . اما سؤالي كه امروزه پيوسته اهميت بيشتري مي يابد، اين است كه : آيا شيوه انجام كارها توسط یک سازمان، سازگار و قابل هضم براي همكاران فعلي و يا همکاران آينده آن هست يا خير؟

در جواب به اين سوال بايد گفت كه : فرآيندهاي موجود در سازمان می بایست به كساني كه قصد همکاري با آنها را داريد معرفی گردند. جهت تحقق اين امر نياز به يك زبان توصيف كننده و مدون جهاني براي بيان يك فرآيند(Process)  مي باشد، روشي كه توضيح بدهد چگونه فرآيندها نمايش داده مي شوند؛ بطوريكه مانند زبان هاي برنامه نويسي دقيق و بدون ابهام باشد. بدون استفاده از چنين زباني در واقع ما بايد براي هر همكار و شريك خود يك راهكار و ساز و كار جديد ايجاد كنيم! اين مساله درست مانند اين است كه هر شركتي تنها به زبان خودش صحبت كند و همكاري با هر شركت جديد به معناي لزوم ترجمه و يادگيري يك زبان جديد جهت گفتگو با آن شركت است. چگونه شركت شما و من مي توانند با يكديگر همكاري موفقي داشته باشند؛ در حاليكه شما و من نمي توانیم با زنجيره توليد و عرضه يكديگر ارتباط برقرار كنيم؟ در جهاني كه سازمان هاي مجازي و شركاي تجاري اقتصاد را در دست دارند، ما با مسائلي چند بعدي روبرو هستيم در حاليكه جواب هايي كه در دست داريم جواب سؤالهاي يك بعدي است.

از آنجا كه دو فرآيند جهاني سازي و كاهش قيمت (و افزايش كيفيت) رو به گسترش است و رويكرد قديمي خودت به تنهایی همه كارها را انجام بده (go – it – alone) رو به زوال است؛ داشتن يك زبان جهاني و توصيف كننده فرآيندها در حكم ضرورتي براي موفقيت خواهد بود.

عموماً شرکتها عادت دارند تا بصورت دستي فعاليت هاي خود را تعديل کنند ، لیکن بدليل ناکارابودن و خطا در فرايندهاي عملياتي در نهايت بهبود فرآيندها دشوارخواهد شد. سازمان ها بطور فزاينده ای بر ارتقاي بکارگيري راه حل هاي مديريت فرايندهای تجاري (BPM) به منظور بهبود تاثیرگذاري و کارايي ماموریت، در هسته فرايندهاي تجاريشان تمرکز دارند.

بررسی ها نشان می دهد از حدود ۱۰ الي ۱۵ سال قبل سازمانها شروع به يکسان سازي سيستمها خصوصاً در بخش صنايع، و کلاسه بندي کردن بوسيله يکپارچه سازي؛ و نیز ایجاد فرايندها از طريق مسيريابي و تبادل داده ها، رديابي وقايع، خودکارسازي فرايندها و تطبیق دادن آنها نمودند. به این ترتیب در اين مدت بنگاه های کسب و کار کوچک از طريق برنامه ريزي منابع شرکت(ERP) ، مديريت ارتباط با مشتري(CRM) ، مديريت زنجيره تامین(SCM) ، و ... توانسته اند بطور چشمگيري رشد کنند. آنها سيستم هاي مبادله اي خود را با نرم افزارهاي ERP از طريق خودکار سازي ارتقاء دادند، در حالي که شامل اطلاعاتي از نرم فزار مديريت ارتباط با مشتري (CRM) بود.

۵ سال بعد راه حل هاي يکپارچه سازي فرآيندهاي تجاري (BPI)، معامله پاياپاي (B2B) در استارت آپ ها، و الگوهاي فرآيندهاي عمودي صنعتي در راس اين يکپارچه سازي و تاسيس فرايندهاي سيستم (EAI) ساخته شدند. امروزه تقاضاهاي بازار راه حلهاي  BPMشامل هردو EAI و  BPIبه علاوه عملياتي از گردش کار، پايش فعاليت هاي تجاري، خدمات شبکه اي، rule engines  و portal capabilityمي باشد.

چنانچه ميدانيم ، امروزه شرکتها در جستجوي:

  • دستيابي به يکپارچه سازي افقي به منظور مهيا سازي درطول فرايندهاي تجاري عملياتي و
  • دستيابي درست به فرايندهاي خودکار به منظور ارتقاء کاراتر تبادلات فرايندهاي شرکت مي باشند.

ادامه دارد ...

اشتراک گذاری مطلب

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
بروزرسانی درچهارشنبه, 15 مرداد 1399 08:39

دیدگاه خود را ارسال نمایید